چندان ضرورتي ندارد كه از فعاليت كيمياگران نقاط ديگر گفتگويي كنيم. كافي است بگوييم رسالههايي به يوناني از نيكهفوروس بلمودِس، به سرياني از عبد يشوع باربريخاي نسطوري در دست داريم؛ همچنين، رسالهاي از يك يهودي مصري به نام ابن كمّونه در دست است، كه به عربي نوشته شده و ميتوان آن را با ساير آثار عربي مورد ملاحظه قرار داد.
خلاصه
معلومات شيميايي در سايهٴ فنون به آرامي ولي تدريجاً فزوني ميگرفت. سازندگان رنگهاي نقاشي و رنگرزي، شيشه و كاشي، لوازم آرايش و آبهاي شفابخش، وسائل آتشبازي و شايد باروت كم كم حرفهٴ خود را تعالي ميبخشيدند. هر نسل به مجموعهاي كه از همه جا گرد آمده بود چند دستوالعمل ميافزود؛ بدبختانه بسياري از دستورالعملها اسرار حرفهاي بودند و منتشر نشدند. عليالاصول اين صنعتگران فقط به دستورالعملها علاقه داشتند، و نظريههايي كه ممكن بود مبناي آنها باشد مورد توجهشان قرار نميگرفت. موضوع فقط اين بود كه آيا نسخهاي ميتوانست مفيد باشد يا نه، فقط همين.
در مورد نظريهها ــ يعني علم واقعي ــ به كيمياگران يا فيلسوفان ميپردازيم كه كمابيش به پژوهشهاي كيميايي علاقهمند بودند. كيمياگري نظري چندان پيشرفتي نداشت؛ ولي اينك، قلمرو لاتيني را فتح ميكرد. بنابراين كيمياگران لاتيني با قضاياي موقتي هدايت شده بودند و اين بدانان امكان داده بود مقدار زيادي معلومات و فنون تجربي گرد آورند و نتايج آنها را به صورت قواعد ظاهراً منظمي تدوين كنند. مقارن اواخر اين عصر، كيمياگري غربي كاملاً در مسير خود حركت ميكرد.
ط. جغرافيا
بهتر است در مورد تاريخ جغرافيا تقسيمبندي نژادي را رعايت كنيم: 1) مسيحيان غربي؛ 2) مسيحيان شرقي؛ 3) يهوديان غربي؛ 4) مسلمانان غربي؛ 5) مسلمانان شرقي؛ 6) چينيان.
1. مسيحيان غربي. اول از نقشهها شروع كنيم، كه هر يك از آنها تركيب آراستهاي از معلومات جغرافيايي است. بيشك اصلاح نقشهها معرف آخرين مرحلهٴ معلومات جغرافيايي نيست، چون هميشه ميان كشف يك سرزمين و ثبت اطلاعات نقشهبرداري مربوط بدان يك فاصلهٴ زماني وجود دارد ــ كه اين فاصله در قرون وسطا، ممكن بود خيلي زياد باشد. معلوم است از اكتشافي كه هم اكنون سخن خواهيم گفت نقشهبرداران اين عصر، كمتر سخني به ميان آوردهاند، از اين رو اگر بخواهيم تاريخ كشف هر كشوري را ذكر كنيم، اول بايد بگوييم كه كجا و چگونه اين كشف صورت گرفت، بعد چگونه توصيف شد، و كي نقشهٴ آن فراهم گشت.